محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
68
مجربات اكبرى ( فارسى )
زراوند « 1 » طويل ، تخم كرفس ، تخم اسپاست ، مصطگى ، سيساليوس و دفواتيسون از هر يك ، يك درم ، ، مرواريد ، كهربا ، « 2 » هر يك دو درم ، كوفته ، بيخته ، حب سازند شربتى يك درم ، با آب گرم يا شراب كهن . دوائى كه قلاع و جوشش دهان را مجرب است ، حضض مكى در آب يا گلاب سائيده و قدرى سركه آميخته ، طلا كنند و اگر دهن خشك شود و درد گيرد ، روغن گل ، نيمگرم كرده مضمضه نمايند كه ساكن مىشود . دوائى كه دندان را جلا دهد و درد نيز دور كند ، نمك سنگ ، كوت ، هر يك ، يك درم ، سونتهه ، دهنيان بريان كرده ، زيرهء سپيد بريان ساخته ، كسيس « 3 » ، كتهه سپيد ، مرچ ، مصطگى ، از هر يك نيم دام ، كوفته ، بيخته ، سنون سازند . دوائى كه دندان را پاك دارد و استحكام بخشد : ماجوپهل خرد خاردار ، نمك سينده ، باريك ساخته ، سنون سازند . ديگر ؛ گوند سينبهل يعنى ؛ موچرس يك دام ، مرچ ده عدد ، مرجان دو سرخ ، باريك ساخته بر دندان چپانند ، اقل مدت پنجاه روز است و اگر هر روز به كار برند ، بغايت خوب . دوائى كه كرم دندان فرود آرد : تخم پياز بر آتش بسوزند و دود آن را به توسط نى آهسته آهسته بكشند تمام كرم فرود افتد .
--> ( 1 ) - زراوند : لغت فارسى است و قسم نر را طويل و مادّه را مدحرج نامند و از مطلق او مراد قسم طويل است و آن بيخيست به ستبرى انگشتى و زياده از آن و دراز و ظاهرش تيره مايل به سرخى و باطنش سرخ ، مايل به زردى و طعمش تلخ مىباشد . ( تحفه ) ( 2 ) - كهربا : سندى گويد آن نوعى مهره است و از درياى مغرب به ساحل مىافتد و بعضى را اعتقاد آنكه صمغ درخت حور و غبران است و از بلاد روس و بلغار و مغرب خيزد و نزد بعضى آب چشمهاى است در جزايز بحر مغرب كه مانند مرمر متحجّر مىگردد . ( تحفه ) ( 3 ) - كسيس : زاك زرد . زاج اصفر . ( لغات فيروزى )